نقد و بررسی بازی Pragmata برای PS5
PRAGMATA از همان اولین نمایش، حس یک بازی عجیب و مرموز را داشت؛ اثری که انگار بین دنیای علمیتخیلی، تنهایی فضایی و فلسفه درباره انسان و تکنولوژی گیر کرده است. این بازی بیشتر از اینکه بخواهد صرفاً یک شوتر اکشن باشد، سعی میکند حس ناشناخته بودن را منتقل کند؛ حسی که مدام تو را وادار میکند بپرسی «واقعاً چه اتفاقی دارد میافتد؟»
نتیجه کار، تجربهای است که گاهی فوقالعاده درگیرکننده میشود و گاهی هم بیش از حد سرد و مبهم به نظر میرسد.
داستان؛ تنهایی در دل آینده
داستان PRAGMATA حول محور یک فضانورد و دختربچهای مرموز با ظاهری شبیه اندروید شکل میگیرد؛ دو شخصیتی که در محیطی علمیتخیلی و ویران گرفتار شدهاند و تلاش میکنند حقیقت پشت اتفاقات این دنیا را کشف کنند.
بازی از همان ابتدا فضای رازآلودش را حفظ میکند و تقریباً هیچچیز را مستقیم توضیح نمیدهد. اطلاعات داستانی آرامآرام و از طریق محیط، فایلها، دیالوگهای کوتاه و اتفاقات غیرمنتظره آشکار میشوند.
قویترین بخش روایت، رابطه بین دو شخصیت اصلی است. برخلاف فضای سرد و ماشینی محیط، تعامل میان آنها حس انسانی به بازی میدهد. هرچه داستان جلوتر میرود، بازی بیشتر روی مفاهیمی مثل:
- تنهایی،
- وابستگی،
- هوش مصنوعی،
- و مرز میان انسان و ماشین تمرکز میکند.
اما PRAGMATA گاهی بیش از حد مبهم میشود. بعضی صحنهها عمداً پیچیده طراحی شدهاند و ممکن است تا پایان هم پاسخ واضحی برای بعضی سؤالها پیدا نکنی. این ابهام برای بعضی بازیکنها جذاب است، ولی برای عدهای دیگر میتواند خستهکننده شود.
گیمپلی؛ ترکیب اکشن و حل مسئله
گیمپلی بازی ترکیبی از تیراندازی، هک کردن، حل معما و همکاری بین دو شخصیت اصلی است.
برخلاف شوترهای سریع و مستقیم، اینجا مبارزات بیشتر حالت تاکتیکی دارند. برای از بین بردن دشمنها فقط شلیک کافی نیست و معمولاً باید همزمان سیستمهای امنیتی یا زره دشمنان را هک کنی.
این مکانیک باعث شده مبارزات حس متفاوتی داشته باشند. بازی مدام تو را مجبور میکند بین اکشن و فکر کردن تعادل برقرار کنی.
همچنین بخشهای اکتشاف و معماها نقش مهمی دارند. محیطها پر از جزئیات مخفی، مسیرهای فرعی و اطلاعات داستانی هستند. بعضی مراحل حس یک بازی علمیتخیلی کلاسیک را میدهند؛ جایی که بیشتر از جنگیدن، مشغول کشف کردن هستی.
اما ریتم بازی همیشه یکدست نیست. بعضی قسمتها عالی طراحی شدهاند و بعضی بخشها بیش از حد آرام یا کشدار میشوند. همچنین سیستم مبارزه گاهی آن حس وزن و قدرتی که انتظار داری را منتقل نمیکند.
PRAGMATA در بهترین لحظاتش بسیار خلاقانه است، اما همیشه نمیتواند همان کیفیت را حفظ کند.
گرافیک؛ آیندهای زیبا و سرد
از نظر بصری، بازی یکی از چشمگیرترین فضاهای علمیتخیلی نسل را ارائه میدهد. طراحی محیطها ترکیبی از تکنولوژی پیشرفته، خرابی و سکوت است؛ دنیایی که هم زیباست و هم ناراحتکننده.
نورپردازی، بازتابها و طراحی فلزی محیطها روی PS5 فوقالعاده به نظر میرسند. بعضی صحنهها واقعاً حس یک فیلم علمیتخیلی پرهزینه را دارند.
اما چیزی که بیشتر از گرافیک خام جلب توجه میکند، اتمسفر بازی است. محیطها عمداً خالی و بیروح طراحی شدهاند و همین تنهایی را به بازیکن منتقل میکند.
طراحی شخصیت دخترک هم یکی از نقاط قوت بازی است؛ ترکیبی از معصومیت و حس مصنوعی بودن که به فضای مرموز داستان کمک میکند.
روی PS5 بازی از نظر فنی بسیار تمیز اجرا میشود، هرچند در بعضی صحنههای شلوغ افت جزئی فریم دیده میشود.
موسیقی و صداگذاری؛ سکوتی که حرف میزند
موسیقی متن PRAGMATA بیشتر بر پایه اتمسفر ساخته شده تا ملودیهای حماسی. در بسیاری از لحظات، سکوت و صدای محیط از خود موسیقی مهمتر میشوند.
صدای دستگاهها، نویزهای الکترونیکی و انعکاس صدا در محیطهای فلزی حس حضور در یک ایستگاه فضایی متروکه را تقویت میکنند.
وقتی موسیقی وارد میشود، معمولاً حالتی آرام، غمگین و گاهی مرموز دارد. بازی سعی نمیکند احساسات را به زور به بازیکن تحمیل کند؛ بیشتر اجازه میدهد خود محیط و تنهایی فضا اثرش را بگذارد.
صداگذاری شخصیتها هم طبیعی و کنترلشده است و مخصوصاً تعامل بین دو شخصیت اصلی به باورپذیر شدن رابطهشان کمک زیادی میکند.
جمعبندی نهایی
Pragmata بیشتر از آنکه یک شوتر اکشن ساده باشد، یک سفر علمیتخیلی مرموز و اتمسفریک است. بازی بهترین عملکردش را زمانی نشان میدهد که روی حس تنهایی، کشف رازها و رابطه انسانی بین شخصیتها تمرکز میکند.
این بازی شاید برای همه مناسب نباشد؛ مخصوصاً کسانی که دنبال اکشن سریع و داستان کاملاً مستقیم هستند. اما اگر از آثار علمیتخیلی آرام، مرموز و فکری لذت میبری، PRAGMATA میتواند یکی از متفاوتترین تجربههای PS5 باشد.
این بازی بیشتر شبیه قدم زدن در یک رؤیای سرد علمیتخیلی است؛ رؤیایی که گاهی زیباست، گاهی ناراحتکننده، و تا مدتها از ذهن بیرون نمیرود.








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.